![]() |
![]() |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سی ام آبان 1386ساعت 13:22 توسط دکتر تمدنی |
|
|
چهار دانشجو که به خودشان اعتماد کامل داشتند یک هفته قبل از امتحان پایان ترم به مسافرت رفتند و با دوستان خود در شهر دیگر حسابی به خوشگذرانی پرداختند. اما وقتی به شهر خود برگشتند متوجه شدند که در مورد تاریخ امتحان اشتباه کرده اند و به جای سه شنبه، امتحان دوشنبه صبح بوده است. بنابراین تصمیم گرفتند استاد خود را پیدا کنند و علت جا ماندن از امتحان را توجیه کنند. آنها به استاد گفتند: « ما به شهر دیگری رفته بودیم که در راه برگشت لاستیک خودرومان پنچر شد و از آنجایی که زاپاس نداشتیم تا مدت زمان طولانی نتوانستیم کسی را گیر بیاوریم و از او کمک بگیریم، به همین دلیل دوشنبه دیر وقت به خانه رسیدیم.» استاد فکری کرد و پذیرفت که آنها روز بعد بیایند و امتحان بدهند. چهار دانشجو روز بعد به دانشگاه رفتند و استاد آنها را به چهار اتاق جداگانه فرستاد و به هر یک ورقه امتحانی را داد و از آنها خواست که شروع کنند....آنها به اولین مسأله نگاه کردند که 5 نمره داشت. سوال خیلی آسان بود و به راحتی به آن پاسخ دادند.....سپس ورقه را برگرداندند تا به سوال 95 امتیازی پشت ورقه پاسخ بدهند که سوال این بود: « کدام لاستیک پنچر شده بود؟»....!!! |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سی ام آبان 1386ساعت 13:21 توسط دکتر تمدنی |
|
|
روزي شخصي در صحرایی در حال نماز خواندن بود . مجنون بدون اين که متوجه او شود... ازروی جا نماز و سجاده آن شخص عبور کرد ... مرد نمازش را قطع کرد و داد زد هي... چرا بين من و خدايم فاصله انداختي مجنون به خود آمد و گفت من که عاشق ليلي هستم تورا نديدم... تو که عاشق خداي ليلي هستي چگونه مرا ديدي ...... |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سی ام آبان 1386ساعت 13:18 توسط دکتر تمدنی |
|
|
در را برای باز شدن آفریده اند اما به شرط آن که بود با شما کلید وقتی که قفل باز شود با فشار دست یعنی که قفل وا شده اما ٬نه با کلید از اتفاق های درون اتاق ها دارد هزار خاطره و ماجرا کلید در ها همیشه مسئله دارند ٬جالب است! از راه قفل٬ رابطه دارند با کلید هرگز گشودن در بسته گناه نیست وقتی که آفریده برایش خدا کلید تا بوده ٬ بوده یک تنه مشکل تراش٬ قفل تا بوده ٬ بوده یک سره مشکل گشا ٬ کلید قفلی که فکر باز شدن نیست در سرش حالا تو هی بساز براش از طلا کلید! گاهی اگر نخورد به در٬ یا که سخت خورد باید که اندکی بشود جا به جا ٬کلید زیرا به هیچ درد پس از آن نمی خورد قفلی که رفته داخل آن را به را ٬کلید گاهی که در به سعی خودش باز می شود یعنی که احتیاج ندارد به ما کلید این یک سفارش است که حتما عمل کنید حالا که مثل بنده اسیر مشاکلید آدم برای کار مهم گاه ٬لازم است از روی هر کلید بسازد دو تا کلید این شعر طنز از وبلاگ http://omlet38.blogfa.com/ انتخاب شده |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سی ام آبان 1386ساعت 13:14 توسط دکتر تمدنی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
| نوشته های پیشین |
|
هفته چهارم آبان 1386 |
| پیوندها |
|
تمدنی بلاگ اسکای باباجون شیرازی پورتال عصر ایران روزنامه خبر جنوب صفحه اول روزنامه ها مرجع نیازمندی های شیراز دیکشنری انلاین آجاکس نقشه ایران هواشناسی تازه های ادبی کیهان قطره بلاگفا |
|
RSS
|